احمد مجد الاسلام كرمانى
348
سفرنامه كلات ( فارسى )
برفتن بصحراى اترك و آن صحرا براى تركمانان تبعه روس چندان فايده ندارد زيرا كه الاچيق آنها تا آنجا خيلى مسافت دارد و مرتع آنها بيشتر صحراى گرگان است كه تا چمن « كالپوش » و اطراف بجنورد امتداد دارد و فرضا تركمانان هم محتاج به اين مرتع باشند عرض و طول آن صحرا باندازهاى است كه نميتوان او را محدود نمود ، فرضا چهار مقابل بلكه ده مقابل گوسفندان امروزى تمام خاك كلات را هم به آن صحرا ببرند مىتوانند بچرانند و اين همان صحرا است كه در طرف عرض آن خط آهن تركستان روس عبور مينمايد و در سه محل ( استاسين ) دارد كه تقريبا شصت هفتاد فرسخ مسافت از عرض از خط آهن طى كرده بعشقآباد و صحراى اخال ميرسد ، بارى كارگذاران دولت اين صحرا را كه برحسب قوانين طبيعى حق مال داران كلاتى است از راه نوعپرستى بروسها واگذار كردهاند و گويا مقصود اصلى روسها از سختگيرى در آب و خاك آنجا اين بوده كه مردم و سكنه اينطرف را كه در تبعيت ايران باقى ماندهاند با جبار به تبعيت خودشان داخل كنند . بهر تقدير مردم كلات ناچار هستند كه در زمستان گوسفندان خود را به آن صحرا ببرند كارگذاران دولت روس در سرحد در وقت ورود به خاك خودشان گوسفندها را مىشمارند و از هرگوسفندى يك قران ميگيرند كارگذاران گمرك ايران هم على الرسم در سرحد ايران گوسفندها را مىشمارند و گمرك ميگيرند و تذكره ميدهند و در وقت برگردانيدن از روى همان تذكره گوسفند تحويل ميگيرند اگر گوسفندها عددا كمتر باشند يا بايد صاحب گوسفند ثابت كند كه مرده است و گرگ خورده و دليل اثبات آن هم اين است كه شاخهاى گوسفند را همراه خود آورده تحويل ميدهند و هرگاه نتوانند مردن گوسفندهاى مفقوده را مدلل نمايند ، به هر گوسفندى شش قران بايد جريمانه بگمرك بدهند ، بجرم اينكه چرا گوسفند خود را در خاك روسيه فروخته